مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
تـابـیـدهای، به صبـح تمـاشا رسیـدهایم بـاریـدهای، بـه دامـن دریـا رسیـدهایـم این کشف، این مکاشفه از کی شروع شد؟ پـلکی زده، به وادی معـنـا رسـیـدهایم با مرکـب غـم تو به معـراج رفـتـهایم ظهر عطش به لیلة الاسریٰ رسیدهایم تاریخ را ورق زده انگشت خـونیات مـا بـا اشـارهٔ تـو بـه فـردا رسـیـدهایـم آئـیـنه بینـهـایت و آئـین، واحـد است با تو به درک تازهای از«ما» رسیدهایم از وحـشت کـویـر و از انـدوه درههـا از قـلـههای رنـج به اینجـا رسـیـدهایم مـا نـائب الـزیـارهٔ گـلهـای پـرپـریـم از بـاغ «الـتـمـاس دعـا»ها رسیدهایم لبتـشنه و گـرسنه نمانـدیم در طریق بـا نـان گـرم و آب گـوارا رسـیـدهایـم رخت و لباس، خاکی و پا زخم و دل دچار بهبه! چه باشکوه و چه زیبا رسیدهایم من بـاورم نمیشود اینجایم ای حسین آغـوش بـاز کـردهای؛ آیـا رسـیدهایم؟ |